ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

وقتی من درگیر بازی خوب/بد بودم، او را اعدام کردند

همین الان عکس زهرا بهرامی را می دیدم، همانجا که دخترش را بغل کرده. این مادر امروز صبح اعدام شد و دخترش حالا پر از درد و نفرت است. این وسط من کجا بودم؟ خوب یادم می آید. دیشب، وقتی هنوز آن مادر زنده بود، من و تو داشتیم بازی می کردیم. یکی می گفت موسوی خوبه، یکی می گفت موسوی بده. مزدورهای رژیم هم به ریش هر دوی ما می خندیدند و آن پشت طناب دار را آماده می کردند. وای بر من. وای بر من که حتی اتحادی را که با خون ندا و ترانه بدست آمده پاس نمی دارم. دوست من! بیا بس کنیم. هرطور که می خواهی با رژیم فاسد و خونخوار اسلامی، با خامنه ای، با بسیج و سپاه مبارزه کن. هرطور که می خواهی. فقط آرام ننشین. ما با هم یک هدف داریم.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

می دونید فرق البرادعی با موسوی و کروبی چیه؟

اینها اصولا فرق های زیادی دارند، اما یکی از فرق هاشون اینه که

البرادعی تمام انرژی خودش رو برای مبارزه با حکومت مصر و طرفداراش صرف می کنه. اما رهبران جنبش سبز باید در سه جبهه بجنگند. دشمنان موسوی عبارتند از
1- جمهوری اسلامی در لباس جمهوری اسلامی
همین دارو دسته ی خامنه ای و بسیج و سپاه و پلیس و ارتش

2- جمهوری اسلامی در لباس اوپوزوسیون
همین کسانی که در ظاهر مخالفند اما مزدور رژیم هستند، چه در خارج، چه در اینترنت

3- اپوزوسیونی بهانه گیر و حسود و خنگ، که نه خودش عرضه ی مدیریت مردم رو داره، نه اجازه می ده فرد دیگه ای  جنبش رو رهبری کنه، این افراد دشمن رو اشتباه گرفتن. و هدفشون نه خامنه ای، بلکه موسوی هست. هر روز بهانه ای می گیرند. یک روز می گن چرا موسوی ساکته، , وقتی موسوی اعلامیه می ده، تا چند روز صدایی ازشون در نمی یاد، بعد می یان می گن چرا خمینی رو نقد نمی کنه، بعد که موسوی می گه تصمیم خمینی در فلان مورد اشتباه بود، می یان می گن چرا نمی یاد تو خیابون، بعد که معلوم می شه حبس بوده، می گن موسوی اعلامیه نویسه، بعد که موسوی ساکت می مونه، می گن چرا امروز فلان چیز رو محکوم نکرد.

تو رو خدا خجالت بکشید، خامنه ای رو ول کردید چسبیدید موسوی رو. باباجان شما موسوی رو قبول نداری، برو هرجوری که دوست داری مبارزه کن. ای بابا! البرادعی اگه شما رو داشت از جاش نمی تونست تکون بخوره. بعدش هم یه نکته ای! به قول یکی از دوستان، اگر بخواهیم البرادعی رو با کسی مقایسه کنیم، باید با رهبران اپوزوسیون خارج نشین مقایسه کنیم. وگرنه موسوی که الان تو ایرانه. حتما باید بگیرنش تا بشه مثل البرادعی؟ یادتونه اون اوایل می ترسیدیم؟ می گفتیم نکنه موسوی سازش کنه؟ خب! سازش نکرد، تو داری چی کار می کنی؟

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

نامه ای تلخ اما دلسوزانه به بالاترین عزیز

بالاترین گرامی! با سلام و احترام و آرزوی پیشرفت تو! اشتباهی کردی که به تضعیف یکی از بال های توانمند مردم ایران ، یعنی بالاترین عزیز انجامید. من کارهای شما رو در اون چند روز که طوفان بستن حساب ها حسابی سهمگین بود، به دقت دنبال می کردم. شما دقیقا مانند یک دیکتاتور تمام عیار، کوچکترین صدای مخالف رو به سرعت سرکوب کردید. نتیجه هم شد این که داغترین لینک 150 امتیاز داره. برای جبران مهاجرت اعضای باسابقه بخش دعوت کاربری رو به شکلی بی سابقه فعال کردید و حالا بالاترین پرشده از سربازان گمنام امام زمان که از کشته شدن ندا و سرنوشت دردناک ترانه موسوی جوک درست می کنند. آقای بالاترین عزیز! در چند روز اخیر در پی توضیح دادن هستید. این حرکت درستی است اما کافی نیست. بالاترین رو نجات بدید. بالاترین می تونه نقش بسیار مهمی در حرکت مردم ایران داشته باشه و شما برای بالاترین بسیار زحمت کشیدید و وقت زیادی اختصاص دادید. چارچوب و اسکلت بالاترین داشت خوب کار می کرد. گمان می کنم که درصدد نظارت های شدید براومدید، اما اینکار بسیار وقت گیر و تقریبا غیرممکن هست. چنین راهی به استبداد ختم می شه. شما هم زمام کار از دستتون در رفت و اتفاقی افتاد که مسلما نهایت خواسته ی کودتاچی ها بود. به شما دوستانه و خیرخواهانه پیشنهاد می کنم از کاربرانی که حسابشون فقط به خاطر اظهارنظر در مورد رفتار بالاترین، به شکلی غیرعادلانه بسته شد، یا کاربران آزاده ای که تحمل دیدن استبداد در بالاترینشون رو نداشتند و از اینجا کوچ کردند، دلجویی کنید تا بالاترین بشه همون بالاترین همیشگی که در خدمت مردم ایران بود. به یاد داشته باشید که در ایران امروز کسانی هستند که جونشون رو برای وطنشون گذاشتند و در گمنامی کشته شدند، ما هراندازه که برای ایران و ایرانی زحمت بکشیم، کارمون ناچیزه و انتظار تشکر و دچار غرور شدن بسیار اشتباهه. ارادتمند، 25 خرداد، کاربر بالاترین

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

برای جلوگیری از سواستفاده ی طرفداران وقیح حکومت توضیح می دهم: عکس کلاه مهماندار هواپیمای پرواز تهران-ارومیه فتوشاپی نیست


دیروز مطلبی در وبلاگم نوشتم و عکسی سالم از خبرگزاری ایسنا را استفاده کردم (اینجا را ببینید). متاسفانه عده ای از دوستان گمان بردند که این عکس فتوشاپی است، عده ای دیگر نیز خوشحال از اینکه عکس فتوشاپی است، گویی کل فاجعه سقوط را انکار کرده اند، شروع به لوث کردن اصل موضوع نمودند. این حادثه اینقدر فجیع است و از پس آن من آنقدر غمگینم که رویارویی با چنین تهمتی برایم دوچندان دشوار است تا حدی که ممکن بود مرا وادارد تا از بار پاسخگویی شانه خالی کنم. به هر حال در ادامه دو نکته را در عکس ذکر می کنم، امید آنکه بتوانم دوستان را به اصالت عکس متقاعد کنم تا ایشان نزد آن دسته افراد قبیح وابسته به حکومت شرمنده نشوند.
در نگاه اول، انگار کلاه مانند بشقابی در هوا در حال حرکت است؛ اما، اگر دقیق نگاه کنید می بینید که کلاه بر روی تکه فلزی برآمده قرار دارد (ابتدای این زایده با فلش سمت چپ مشخص شده است). همچنین امتداد این زایده ی فلزی در زیر کلاه با خط چین قرمز و نوک آن در زیر کلاه با فلش سمت راست مشخص شده است. خواهشمندم به عکس اصلی در خبرگزاری ایسنا مراجعه کنید و آن را به دقت نگاه کنید، برخلاف آنچه برخی گفتند، هیچ مشکلی در ابعاد عکس و کلاه وجود ندارد.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

اینجا یک انسان قربانی لات بازی های جمهوری اسلامی در دنیا شده است


کلاه مهماندار زن پرواز تهران-ارومیه در میان لاشه ی هواپیما (عکس از ایسنا)

بی تفاوت ننشینید که بی تفاوتی ما را به این مصیبت نشانده. یکشنبه 26/10/89 هفتم جانباختگان این حادثه است؛ کاری کنید. برای اعتراض سیاه بپوشید یا اگر می توانید همه را آگاه کنید تا در این روز هرجا که هستند و به هر شکل که می توانند سیاست های جمهوری اسلامی را که منجر به تحریم های بین المللی ایران و انزوای کشور شده است، محکوم کنند.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

پدران ما فریب اسلام ناب محمدی خمینی را خوردند، مبادا ما فریب ملی گرایی و دین ستیزی مشایی را بخوریم

چند روز پیش با پیرمردی در تاکسی نشسته بودم، می گفت دیگر تمام شد، آبروی جمهوری اسلامی رفته، دیگر نمی توانند با شعار دین مردم را فریب دهند. به او گفتم که کمی دیر فهمیدید پدرجان! آنها به اندازه ی کافی از دین کندند و بردند؛ حالا مد روز این رژیم ملی گرایی است. احمدی نژاد و مشایی هم خمینی روزگار ما هستند. حالا ما را با مساله ی خلیج فارس و خلیج عرم.بی مشغول می کنند و شعر ایران ایران مرحوم محمد نوری عزیز را برایمان پخش می کنند. سربازان هخامنشی را بر پشت تجارتبانک می اندازند و این مردک مترسک اسم کوروش را مدام تکرار می کند. دوستان آگاه باشید که گرگ در لباس دین گرایی، ملی گرایی، یا دین ستیزی گرگ است، فرقی ندارد. من فریب نمی خورم تا پیش فرزندم سرافکنده نباشم. 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

مدیری هم از آخور می خورد و هم از توبره

پیش از این، وقتی مردم برای خرید قهوه ی تلخ این آقا هجوم می بردند و برنامه ی بی محتوای او را چندباره نگاه می کردند، عده ای از جمله خود من، بر این گمان بودیم که این کار برای تخلیه ی روانی مردم به خروش آمده، سرگرم کردن آنها با برنامه ای پوچ و تلقین وجود آزادی بیان است. باز دوستان گفتند که ای بابا! توچقدر بدگمانی! بخند و شاد باش. اما حالا دیگر نمی شود این حرف را زد. من حتی یک دقیقه از برنامه های شهرام همایون را ندیده ام، گویا آدم ابلهی است؛ اما هر چه باشد کاری که اخیرا مهران مدیری کرده، عین مزدوری است و از این نظر فرقی با شریفی نیای مزدور، داریوش ارجمند مزدور، و این زن خودفروش که قرار است نقش ندای عزیز را در یک فیلم بازی کند، ندارد؛ جز اینکه کثیف تر هم هست، چون  مدیری می خواهد مردم را فریب دهد، می خواهد هم از آخور بخورد و هم از توبره.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۱۲, یکشنبه

سوزش شدید بانی مجسمه ی مضحک حماسه ی ساندیس از ناپدید شدن آن در مقابل دوربین های مدار بسته دانشگاه تهران، تنها چند ساعت بعد از رونمایی

موسسه ی فرهنگی هنری عاشورا که اکثریت پوسترهای مربوط به حماسه ی کیک و ساندیس را چاپ کرده، پیمانکار ساخت مجسمه ی حماسه ی ساندیس خوران  هم هست. این موسسه که خودش رو "نهادی خودجوش و برخاسته از مردم" معرفی می کنه، اخیرا در یک وبسایت وابسته به دولت، به نام خبرگزاری دانشجویان، بیانیه ای داده که نشون می ده یه جاشون حسابی سوخته. من که از خوندن بیانیه شون حسابی حال کردم. البته خدا به خیر کنه، می خوان یکی دسگه بسازن 10 برابر قبلی، معلوم نیست می خوان دیگه کجا رو به گند بکشن. مشکل اینه که پول مفت دارن، ولی دریغ از سلیقه.
متن بیانیه شون رو در ادامه بخونید، خیلی خنده داره

موسسه فرهنگي رسانه اي عاشورا:
حراست دانشگاه تهران بايد پاسخگويي سرقت نماد حماسه 9 دي باشد

موسسه فرهنگي رسانه اي عاشورا با صدور بيانيه اي ضمن اشاره به سرقت نماد هنري حماسه مردمي 9 دي از مقابل دانشگاه تهران تاكيد كرد: حراست دانشگاه تهران بايد پاسخگوي سرقت نماد حماسه 9 دي باشد.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، در اين بيانيه  آمده است: اين نماد كه به ارتفاع 5 متر مربع و در قالبي هنري طراحي، ساخت و رونمايي شده بود توسط عواملي مشكوك، خود سر و مشكل دار با حماسه عظيم 9 دي و علي رغم اخذ مجوز هاي لازم از دستگاه هاي مسئول و هماهنگي هاي بعمل آمده با سازمانهاي مربوطه ساعاتي قبل و در برابر دوربينهاي مدار بسته حراست دانشگاه تهران به سرقت رفت.
اين بيانيه در ادامه مي افزايد: موسسه فرهنگي عاشورا به عنوان نهادي خود جوش و برخاسته از مردم ضمن محكوم كردن اين حركت و ابراز انزجار از اين اقدام زشت و خود سرانه پيگيري حقوقي و قضايي اين حركت نابخردانه را نسبت به اين مسئله اعلام مي نمايد.
در پايان اين بيانيه تاكيد شده است: موسسه فرهنگي عاشورا با توجه به حساسيت حماسه آفرينان 9 دي ماه اعلام مي كند هم اكنون كارگروه هنرهاي تجسمي اين موسسه با حضور طراحهان و مجريان طرح اين پروژه در حال طراحي نمادي با ارتفاع 50 متر با بررسي نكات ايمني و امنيتي در قالبي ماندگارتر در حال طراحي است./انتهاي پيام/ 

می گن از بنزین های تولیدی پالایشگاه های ایرانه، می گن میزان بنزن در این بنزین ها 100 برابر مقدار مجازه، ولی هر چی که هست، ما داریم خفه می شیم! یکی نیست به این مرتیکه بگه تو که نمی تونی بنزین تولید کنی، غلط می کنی تو دنیا هارت و پورت می کنی که بعد جور تحریم ها رو ما بکشیم

کم فروشی سازمان یافته ی دولتی در مورد سهمیه ی بنزین: 21 میلیون دلار در ماه


اگر برای پر کردن باک بنزین با کارت سوخت به یکی از جایگاه ها مراجعه کنید، متوجه می شوید که همواره بنزین قابل تحویل 0,1 لیتر کمتر از سهمیه ی باقیمانده ی شما است (عکس را ببینید). با توجه به دو سهمیه ی ماهانه ی 150 تومانی و 400 تومانی، هر ماشین 0,2 لیتر در ماه کمتر از سهمیه ی دریافتی بنزین می زند. گرچه ممکن است ابتدا این مساله خیلی مهم به نظر نرسد، اما اگر این مقدار ناچیز را در تعداد خودرو های موجود در ایران یعنی حدود 5,5 میلیون ضرب کنید میزان کل کم فروشی برابر 1,1 میلیون لیتر در ماه می شود که این رقم بسیار بالایی است. ما به تفاوت قیمت یارانه ای این مقدار بنزین با قیمت جهانی بنزین به جیب آقایان می رود. با یک حساب سرانگشتی این رقم برابر 21 میلیون دلار در هر ماه است.